موزه روابط

دو مجسمه نماد دو فرزند من

0
لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید برای لایک کردن پست ها.
زمان مطالعه: < 1 دقیقه

این دو مجسمه کوچک نماد دو فرزند من هستند.
شاید باورتون نشه ولی الان اونا حدود سی ساله هستن. آرزوی من این بود که خونه کوچکی برای این مجسمه ها پیدا کنم.
من سال های قبل شکست عاطفی رو تجربه کردم و دیگه‌ نمیتونستم رفتار خبیثانه شوهرم رو تحمل کنم.
فرزند بزرگم بیشترین آسیب رو متحمل شد و من باید مسئولیت اونارو هم بپذیرم.
بالاخره تصمیم گرفتم بدون اطلاع همسرم ، خونه رو ترک کنیم. و تو یک شب زمستونی با بچه های کوچیکم به شهر دیگه ای رفتیم. در حالیکه هیچ وسیله ای هم با خودمون نداشتیم و فقط با لباس های تنمون خونه رو ترک کردیم.دختر بزرگم بیشتر بی تابی پدرش رو میکرد.
بعد چند سال که زندگی جدیدمون‌رو شروع کردیم، این دو مجسمه رو برای دخترام خریدم که یادآوری روزای شیرین براشون باشه.
دختر بزرگم عاشق نوشتن نامه برای پدرش بود و دختر کوچیکم عاشق بافتنیه.
یکی از نامه های دخترم به پدرش: (با آرزوی زمستانی گرم و دنج برای شما و من هرگز تو را فراموش نکردم).
شوهرم هرگز خلق و خوی خودش رو اصلاح نکرد، اما دخترانم همچنان در تماس با پدرشون هستن.
با تشکر از شما برای این فرصت

چطور سیگاری شدم ( قسمت سوم)
چطور سیگاری شدم ( قسمت دوم )

واکنش ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *