داستان کوتاه دل نوشته

صبر کردن رو یاد بگیر?

150
لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید برای لایک کردن پست ها.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

صبر کردن رو یاد بگیر…?
امروز اومدم که این صحبتم ???رو باهاتون به اشتراک بزارم شاید بتونه به حال الانتون کمک کنه.
همیشه اینو شنیدم که:
اگه امروز تجربه‌ی خوبی نداشتی نباید جا بزنی!

و من الان تو سن ۲۹ سالگی به این رسیدم که، زندگی انقد فراز و نشیب داره که فقط باید از مسیر لذت ببری?
تو این مسیر قراره با آدمای زیادی آشنا بشی، تجربه های زیادی به دست بیاری…?
درسته که بعضی از این تجربه ها می‌تونه خیلی دردناک باشه اما الان که بهش فکر میکنم ازش درس بزرگی یاد گرفتم.?
شاید بزرگترین ضربه و شکستی ک خوردم بخاطر وابستگی بیش از حد به آدما بوده، بخاطر بهایی بوده که من بهشون دادم
ترس از دست دادن، چیزیه که شجاعتتو میگیره?
صبر کردن رو یاد گرفتم و فهمیدم  که هیچوقت وابسته دنیا و آدماش نباشم، هیچوقت حال خوبمو به وجود یکی دیگه گره نزنم?

خیلی زیاد پیش اومده که احساس خوبی نداشتم اما صبر کردم. و نتیجه این حوصله کردن، تجربه احساسات بهتر بوده?

و تا دلتون بخواد خاطره خوب ساختم???

#1

پایان داستانِ ما هرگز این ثانیه‌های گیج و سردرگمی نیست که خسته و ناامید، کناری نشستیم، که همه چیز رو تموم شده می‌دونیم و جای خالیِ آدما و آرزوهامون را با چند خط بغض و ناامیدی از زمین و زمانه، پر کنیم. تمام این احساس‌ها و خاطرات و افسوس‌ها مقطعی‌ان. تو زندگی هرکدوم‌ از ما احساسات، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات خوب‌تری در انتظارمون هستن تا ما بلند شیم، حرکت کنیم و خودمون را به اونا برسونیم. اینی که میگم ی جمله کلیشه ای نیس با تمام وجودم تجربش کردم هر جا خسته شدی و تکه‌ی کوچیکی از پازل زندگیت رو به کل اون تعمیم دادی؛ به خاطر بیار که این فقط جزءِ اندکیه در مقایسه با کل! و تکه‌ی ناچیزیه در مقایسه با دنیای تو. دنیایی که بیشتر از هر چی که فکرش رو بکنی، برات اتفاقات و تجربه‌های شیرین، کنار گذاشته. حوصله کن عزیزِ من! همه چیز به وقتش اتفاق می‌افته
زندگی متاهلی من ( بخش اول )
رویای تو بخشی از رسالت تو هستن?

واکنش ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *