موزه روابط

گل هایی که من میدادم

0
لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید برای لایک کردن پست ها.
زمان مطالعه: < 1 دقیقه

این گل ها واسه من که خیلی داستان قشنگیه یعنی هروقت بهش فکر میکنم اول کلی لبخند میزنم و بعدش غم و ناراحتی میاد سراغم

تو هر رابطه ای بالا پایین زیاد هست اون زمانی که دوست بودیم باهم تو بیشتر قرارا گل میگرفتم براش اون روزایی هم که ناراحتی چیزی بود باز با گل میرفتم سر قرار که خوشحالش کنم، دوست نداشتم ناراحت ببینم اون چشای قشنگشو

نوشتن خاطرات نمیدونم کمکی میکنه به من یا نه. نمیدونم میخوام رها شم ازشون یا دوست دارم توشون غرق بشم

عاشق رز لب ماتیکی ( صورتی ) بود سعی میکردم هر وقت بخوام خوشحالش کنم  براش گل بگیرم وقتی گل و میگرفت از دستم میاورد جلو صورتش قشنگ نگاش میکرد با تمام وجودش بو میکرد و یه جوری چشاش و  لباش میخندید که قند تو دلم آب می شد.

تو دوران دوستیمون هر چی براش میگرفتم میچسبوند به در کمد لباساش. این عکس همون کمده که اون سالها برام فرستاد و امروز …

وقتی هم ازدواج کردیم باهم این اتفاق ادامه دار بود همه گل ها میرفت زیر شیشه میز عسلی وسط اتاق. خیلییییی قشنگ بود دیدن اون میز و یاداوری اتفاقا توی اون خونه و منی که دیگه تو اون خونه نیستم

#1

سالهای بعد...
خواستگاری اونم به سبک خارجی

واکنش ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *