تور یک روزه آهار

گفتم صبر میکنم،کم‌کم متوجه شدم پدر و مادرش با هم مشکل دارن و اینم تک فرزند بود،بعدا متوجه شدم دلیل عقب انداختن ازدواج بخاطر مشکلات خانوادگیشه.منم بخاطر همین زیاد اصرار نمیکردم که خجالت نکشه،متاسفانه پدرش آدم خوبی نبود و اصلا رسیدگی نمیکرد حتی به تنها دخترش،بعد از گذشت ۶سال دیگه تمام امور زندگی این دختر و مادرش دست من بود،از خوراک و پوشاک،درمان،تفریح،تا تمام هزینه های زندگی،به هیچ عنوان نمیزاشتم کمبودی حس کنن،پیش خودم میگفتم دختره گناه داره غرورش خورد میشه،اجازه نمیدادم حرفی بزنن،قبل از اینکه به چیزی نیاز بود من فراهم میکردم.حتی شهریه دانشگاه و